
خرید نفت ایران توسط چین در آزمون تحریمها
دور تازه فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، بار دیگر خرید نفت ایران توسط چین را به یکی از مهمترین نقاط تقابل میان واشنگتن و پکن تبدیل کرده است. چین طی سالهای اخیر بزرگترین خریدار نفت ایران بوده، اما تشدید تحریمهای آمریکا، محاصره بنادر و کشتیهای ایرانی و افزایش فشار بر شرکتهای چینی، هزینه و ریسک این تجارت را افزایش داده است. با این حال، واشنگتن در تازهترین اقدامات خود هنوز از هدفگیری گسترده بانکهای بزرگ چین خودداری کرده است؛ تصمیمی که نشان میدهد آمریکا در تلاش برای فشار بر تهران، همزمان ملاحظات پیچیده رابطه اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود با پکن را نیز در نظر میگیرد.
به گزارش نماد اقتصاد، بررسی موضوع خرید نفت ایران توسط چین نشان میدهد که این رابطه در سالهای اخیر به یکی از مهمترین کانالهای صادرات نفت ایران تبدیل شده است. رویترز گزارش داده است که چین برای چندین سال بزرگترین خریدار نفت ایران بوده و در سال ۲۰۲۵ میلادی بهطور متوسط حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز نفت از ایران وارد کرده است؛ رقمی که اهمیت بازار چین را برای صادرات نفت ایران نشان میدهد.
با این حال، جریان نفت ایران به چین در ماههای اخیر تحت تاثیر فشارهای آمریکا کاهش یافته است. بر اساس دادههای مورد استناد رویترز، محمولههای ایران به چین در آگوست به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز رسیده، در حالی که این رقم در جولای ۲۰۲۶ حدود ۸۲۳ هزار بشکه در روز بود. در همین گزارش تاکید شده که جریان نفت ایران به چین در مقطعی از سال جاری میلادی حتی به حدود ۱.۵۸ میلیون بشکه در روز رسیده بود.
این کاهش را نمیتوان به معنای پایان خرید نفت ایران توسط چین دانست. آنچه تغییر کرده، شرایط انجام معامله و هزینه دسترسی به بازار چین است. بر اساس گزارش رویترز، نفت ایران در برخی معاملات با نام نفت کشورهای دیگری مانند مالزی یا اندونزی عرضه میشود و پرداختها نیز از طریق شبکههای تجاری و با استفاده از پول چین انجام میگیرد.
این ساختار نشان میدهد که تحریم ایران لزوما جریان تجارت را به صفر نمیرساند، اما میتواند مسیر تجارت را پیچیدهتر و پرهزینهتر کند. در چنین شرایطی، ریسک تحریم میان فروشنده، خریدار، شرکت حملونقل، واسطه و موسسات مالی توزیع میشود و هر حلقه میتواند هزینه بیشتری برای ادامه معامله مطالبه کند. گزارش رویترز درباره افزایش فشار بر عرضه نفت ایران به خریداران چینی نیز از همین تغییر شرایط بازار حکایت دارد.
فشار آمریکا بر شبکه نفت ایران
دولت آمریکا در دور تازه سیاست فشار اقتصادی، تنها صادرات نفت ایران را هدف قرار نداده است. واشنگتن شبکه گستردهتری از شرکتها و افراد مرتبط با حوزههای نفت، کشتیرانی، فناوری، طلا و داراییهای دیجیتال را تحت فشار قرار داده و همزمان به شرکای تجاری ایران درباره پیامدهای ادامه همکاری هشدار داده است.
در این میان، چین جایگاه متفاوتی دارد. شرکتها و نهادهایی در چین و هنگکنگ در فهرست اقدامات آمریکا قرار گرفتهاند، اما دولت ترامپ در آخرین بسته تحریمی از اعمال گسترده محدودیت علیه بانکهای بزرگ چینی خودداری کرده است. آسوشیتدپرس این احتیاط را در چارچوب تلاش واشنگتن برای جلوگیری از تشدید تنش با پکن و حفظ فضای مذاکرات اقتصادی میان دو کشور ارزیابی کرده است.
این نقطه برای آینده خرید نفت ایران توسط چین اهمیت زیادی دارد. تحریم یک شرکت مستقل چینی یا یک شرکت کشتیرانی با تحریم یک بانک بزرگ چینی پیامد یکسانی ندارد. در حالت نخست، تجارت میتواند به سمت واسطههای دیگر هدایت شود؛ اما در حالت دوم، خطر اختلال در کانالهای پرداخت و ارتباط با نظام مالی بینالمللی افزایش مییابد. گزارشهای اخیر آمریکا و رسانههای بینالمللی نیز نشان میدهد که واشنگتن هنوز در برخورد با موسسات مالی بزرگ چین محتاطانه رفتار میکند.
پکن در برابر تحریم ثانویه چه میگوید؟
واکنش رسمی چین نشان میدهد پکن قصد ندارد فشار آمریکا را بهعنوان مبنایی برای توقف همکاری اقتصادی خود با ایران بپذیرد. لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، در ۲۵ آگوست اعلام کرد که همکاری چین با ایران در چارچوب حقوق بینالملل انجام میشود و نباید تحت تاثیر اقدامات یکجانبه قرار گیرد. وی همچنین بیان کرد که چین برای حفاظت از حقوق و منافع خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد.
این موضع مستقیما بر آینده خرید نفت ایران توسط چین اثر میگذارد، زیرا پکن در عین مخالفت با تحریمهای یکجانبه آمریکا، با فشار فزایندهای علیه شرکتهای چینی فعال در تجارت ایران مواجه است. فایننشالتایمز گزارش داده است که چین درباره گسترش تحریمهای مرتبط با ایران علیه شرکتهای چینی هشدار داده و احتمال واکنش متقابل پکن را مطرح کرده است.
چنین موضعی نشان میدهد چین میان دو ملاحظه حفظ روابط اقتصادی و راهبردی با ایران و از سوی دیگر، جلوگیری از گسترش تقابل مستقیم با آمریکا حرکت میکند. آسوشیتدپرس نیز گزارش داده است که چین احتمالا حاضر به قطع کامل روابط اقتصادی با ایران نخواهد بود، هرچند ممکن است برای جلوگیری از برخورد مستقیم با واشنگتن، سطحی از همکاری محدود یا محتاطانه را در پیش بگیرد.
پالایشگاههای مستقل؛ حلقه کلیدی تجارت
یکی از ویژگیهای مهم خرید نفت ایران توسط چین نقش پالایشگاههای مستقل این کشور است. رویترز گزارش داده که پالایشگاههای مستقل چین که به دلیل تخفیف نفت ایران انگیزه بیشتری برای خرید دارند، بخش مهمی از تجارت نفت ایران را بر عهده گرفتهاند؛ در مقابل، پالایشگاههای بزرگ دولتی چین از زمان بازگشت تحریمهای آمریکا در سال ۲۰۱۹ با احتیاط بیشتری نسبت به نفت ایران رفتار کردهاند.
همین ساختار، اجرای سیاست فشار حداکثری آمریکا را پیچیده میکند. پالایشگاههای مستقل ممکن است نسبت به شرکتهای بزرگ دولتی چین وابستگی کمتری به بازارهای مالی آمریکا داشته باشند و به همین دلیل، ریسک تحریم را با تخفیف خرید نفت یا استفاده از سازوکارهای تجاری متفاوت مدیریت کنند. با این حال، وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر درباره ریسک تحریم مرتبط با معاملات پالایشگاههای مستقل چینی هشدار داده است.
در آوریل ۲۰۲۶ نیز واشنگتن پالایشگاه مستقل هنگلی در چین را در ارتباط با خرید نفت ایران هدف تحریم قرار داد. این اقدام نشان میدهد سیاست آمریکا بهتدریج از تمرکز صرف بر طرف ایرانی به سمت شناسایی خریداران و واسطههای خارجی نیز حرکت کرده است.
بنابراین، ادامه خرید نفت ایران توسط چین حتی در صورت حفظ حجم معاملات، الزاما به معنای حفظ درآمد سابق ایران نیست. هرچه هزینه حمل، بیمه، واسطهگری، تسویه و مدیریت ریسک افزایش یابد، فاصله میان ارزش اسمی نفت فروختهشده و درآمد قابل دسترس ایران نیز میتواند بیشتر شود. دادههای رویترز درباره کاهش محمولهها و تغییر شرایط عرضه نفت ایران به چین، اهمیت این مسئله را برجسته میکند.
نقطه حساس؛ بانکهای بزرگ چین
مهمترین متغیر آینده خرید نفت ایران توسط چین میتواند نه پالایشگاهها، بلکه بانکها باشند. تاکنون واشنگتن بخش قابلتوجهی از فشار خود را بر شرکتهای تجاری، کشتیها، واسطهها و پالایشگاههای مرتبط با ایران متمرکز کرده است، اما هدفگیری گسترده بانکهای بزرگ چینی میتواند دامنه اثر تحریمها را بسیار فراتر از بازار نفت ببرد.
در چنین وضعیتی، موضوع از یک معامله نفتی میان ایران و چین به مسئله دسترسی به نظام مالی بینالمللی تبدیل میشود. فایننشالتایمز گزارش داده است که واشنگتن به شرکای تجاری ایران، از جمله چین، درباره احتمال استفاده از تحریمهای ثانویه هشدار داده است. با این حال، دولت آمریکا در آخرین اقدامات خود هنوز بانکهای بزرگ چین را هدف نگرفته است.
این احتیاط میتواند ناشی از هزینههای گستردهتر چنین اقدامی برای روابط آمریکا و چین باشد. آسوشیتدپرس گزارش داده است که واشنگتن در شرایطی که تلاش میکند روابط خود با پکن را مدیریت کند، از اقدامی که بتواند واکنش شدید چین را به دنبال داشته باشد، فاصله گرفته است.
از این منظر، آینده خرید نفت ایران توسط چین تا حد زیادی به این پرسش وابسته است که آمریکا مرز فشار را کجا تعیین خواهد کرد. اگر تحریمها در سطح شرکتهای کوچک و واسطهها باقی بماند، امکان ادامه تجارت با هزینه بیشتر وجود دارد؛ اما گسترش تحریمها به بانکهای بزرگ میتواند ریسک بسیار متفاوتی ایجاد کند. این همان نقطهای است که تجارت نفت ایران با چین به مسئلهای بزرگتر در روابط مالی آمریکا و چین تبدیل میشود.
سه مسیر پیشروی تجارت نفت ایران و چین
سناریوی نخست، ادامه خرید نفت ایران توسط چین در شرایط فعلی است. در این حالت، پالایشگاههای مستقل و شبکههای تجاری همچنان به خرید نفت ایران ادامه میدهند، اما افزایش ریسک تحریم میتواند حجم معاملات را محدود و هزینه آن را بیشتر کند. دادههای مربوط به صادرات ماه آگوست و موضع رسمی چین با این سناریو سازگار است.
سناریوی دوم، کاهش محتاطانه خریدهاست. در این حالت، چین روابط اقتصادی خود با ایران را حفظ میکند، اما برخی شرکتها و پالایشگاهها برای کاهش ریسک تحریم، حجم خرید یا نوع همکاری خود را محدود میکنند. کاهش محمولههای ایران به چین در ماه آگوست نسبت به جولای ۲۰۲۶، نشانهای از افزایش فشار بر تجارت است؛ هرچند منابع موجود آن را به تصمیم رسمی چین برای توقف خرید نفت نسبت نمیدهند.
سناریوی سوم، گسترش تحریم ثانویه به بانکها و موسسات مالی بزرگ چین است. در این وضعیت، مسئله دیگر فقط فروش نفت نخواهد بود، بلکه کانالهای پرداخت و بخش وسیعتری از تجارت ایران و چین در معرض فشار قرار میگیرد. با این حال، شواهد فعلی نشان میدهد واشنگتن هنوز چنین رویکردی را بهصورت گسترده اجرا نکرده است.
درآمد ارزی ایران در گرو هزینه تجارت
برای اقتصاد کشور، اهمیت خرید نفت ایران توسط چین در نهایت به درآمد ارزی بازمیگردد. ادامه صادرات نفت زمانی میتواند اثر اقتصادی کامل خود را حفظ کند که امکان دریافت و استفاده از درآمد آن نیز وجود داشته باشد. هرگونه افزایش هزینه در حمل، تسویه، واسطهگری و تخفیفهای فروش میتواند بخشی از مزیت اقتصادی صادرات را کاهش دهد. شواهد مربوط به کاهش محمولهها و تغییر شرایط فروش نفت ایران به چین، این فشار را نشان میدهد.
در نتیجه، خرید نفت ایران توسط چین را نباید صرفا با معیار تعداد بشکههای صادرشده ارزیابی کرد. کیفیت دسترسی ایران به درآمد حاصل از صادرات و هزینهای که برای انتقال آن پرداخت میشود نیز اهمیت دارد. تحریمهای آمریکا میتواند حتی در شرایطی که خرید نفت ادامه دارد، هزینه تجارت را افزایش دهد و حاشیه اقتصادی صادرات را محدود کند.
از سوی دیگر، وابستگی بالای صادرات نفت ایران به بازار چین باعث میشود هر تغییر در رفتار پالایشگاههای چینی مستقیما برای اقتصاد ایران اهمیت داشته باشد. وقتی بخش بزرگی از نفت صادراتی به یک بازار اصلی وابسته است، افزایش فشار بر همان بازار میتواند اثر آن را بر جریان درآمدی ایران تشدید کند. رویترز چین را بزرگترین خریدار نفت ایران طی سالهای اخیر معرفی کرده است.
خرید نفت ایران توسط چین؛ آزمون واقعی سیاست فشار آمریکا
بررسی تحولات ۲۵ و ۲۶ آگوست نشان میدهد خرید نفت ایران توسط چین اکنون در نقطهای قرار گرفته که منافع تهران، پکن و واشنگتن مستقیما به یکدیگر گره خورده است. آمریکا میخواهد هزینه همکاری اقتصادی با ایران را افزایش دهد؛ چین با تحریمهای یکجانبه مخالفت میکند و ایران نیز برای حفظ کانالهای تجارت خارجی به ادامه همکاری با شرکای اصلی خود نیاز دارد.
در عین حال مهمترین نکته آن است که چین تاکنون نشان داده است میان ادامه تجارت و پذیرش تمام ریسکهای ناشی از تحریم تفاوت قائل میشود. کاهش اخیر محمولههای نفت ایران، در کنار ادامه خرید و مواضع رسمی پکن، نشان میدهد ممکن است تجارت ادامه یابد اما شرایط آن سختتر و پرهزینهتر شود.
از این منظر، پرسش آینده درباره خرید نفت ایران توسط چین دیگر صرفا میزان علاقه پالایشگاههای چینی به نفت تخفیفدار ایران نیست. مسئله تعیینکننده، میزان تحمل ریسک شرکتهای چینی و مهمتر از آن، سطحی است که واشنگتن برای اعمال فشار بر شبکه مالی چین انتخاب خواهد کرد.
اگر فشار آمریکا در سطح شرکتها و واسطهها باقی بماند، احتمال ادامه خرید نفت ایران توسط چین با حجم و هزینهای متفاوت وجود دارد. اگر پکن بخشی از فعالیتهای پرریسک را محدود کند، هزینه تجارت و فشار بر درآمد ارزی ایران افزایش خواهد یافت و اگر بانکهای بزرگ چینی وارد دایره تحریمها شوند، مسئله میتواند از تجارت نفت به اختلال گستردهتر در کانالهای مالی و تجاری گسترش پیدا کند. منابع فعلی هنوز از تحقق سناریوی سوم خبر نمیدهند، اما موضع تند پکن و احتیاط واشنگتن نشان میدهد این نقطه به یکی از مهمترین متغیرهای آینده روابط اقتصادی ایران، چین و آمریکا تبدیل شده است.
در شرایط فعلی، خرید نفت ایران توسط چین همچنان ادامه دارد و چین مهمترین بازار نفت ایران محسوب میشود، اما حجم معاملات نسبت به برخی ماههای گذشته کاهش یافته و فشار تحریمی آمریکا هزینه و ریسک این تجارت را افزایش داده است.
از سوی دیگر، پکن صراحتا با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت کرده و هشدار داده است که برای حفاظت از منافع خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد. در مقابل، واشنگتن ضمن تشدید فشار بر شرکتهای مرتبط با ایران در چین و هنگکنگ، تاکنون از هدفگیری گسترده بانکهای بزرگ چینی خودداری کرده است.
بنابراین، آینده خرید نفت ایران توسط چین بیش از آنکه فقط به میزان تقاضای چین برای نفت ایران وابسته باشد، به مرز تحمل ریسک شرکتهای چینی و تصمیم آمریکا درباره دامنه واقعی تحریم ثانویه بستگی دارد. در کوتاهمدت، شواهد از ادامه تجارت حکایت دارد؛ اما افزایش هزینه، کاهش حجم معاملات و خطر سرایت تحریمها به شبکه مالی چین میتواند شرایط تجارت ایران و چین را بهطور محسوسی دشوارتر کند.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

هزینه پنهان یارانه در بحران بنزین ایران چه نقشی دارد؟

جنگ ایران و آمریکا چگونه صنعت گردشگری خاورمیانه را زمینگیر کرد؟

چگونه تنگه هرمز قیمت نفت، کرایه حمل و درآمد صادراتی ایران را تغییر داده است؟

در صورت تداوم اختلال هرمز قیمت نفت و اقتصاد ایران تا کجا آسیب میبینند؟

مقایسه پیشبینی اوپک و EIA؛ کدام نهاد به آینده نفت خوشبینتر است؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه